به طور معمول، رشتههای خوب زیرمجموعه علومتجربی، مثل پزشکی، و رشتههای خوب زیرمجموعه علومانسانی، همهشان برای به ثمر نشستن؛ احتیاج به دریافت دکترا دارند. فرایند تحصیل در این رشتهها، بسیار طولانی و زمان بر است. دراینبین مهندسیها، از جمله مهندسی صنایع، زمان خیلی کمتری برای به نتیجه رسیدن میخواهند که همین آن ها را به رشتههایی جذاب و بهصرفه برای انتخاب تبدیل میکند.
بازار کار برای یک مهندس صنایع که تازه موفق به اخذ لیسانس شده است؛ با شرایط یک پزشک بعد از پایان دوره 7 ساله عمومی، برابری میکند. درواقع میتوان گفت طول تحصیل رشتههای مهندسی، و فرایند تحصیلات آن ها، چه در مقطع کارشناسی و چه در مقطع کارشناسی ارشد، بهینهتر است.
جالب است به شما بگویم رشته مهندسی صنایع، خودش رشتهای در جهت بهینهسازی است. مهندسان فعال در این رشته، تمام تلاششان را میکنند که فرایند تولید با کمترین هدررفت زمان و نیرو بهپیش برود و با کمترین خرج، بیشترین سود حاصل شود. عجیب نیست که رشته صنایع، تحت عنوان ” مهندسی” ارائه میشود. شاید بتوان مهندسی صنایع را، مهندسی شدهترین رشته در بین رشتههای علوم ریاضی و حتی مهندسیها دانست!
کار متخصصان این رشته، در حقیقت مهندسی کردن، به معنای کنترل و تبیین فرایند تولید، بهمنظور کارایی بهتر است. اگر از من بپرسند که “چه کسی رشتههای مهندسی را اینطور تنظیم کرده که بعد از نهایتاً طیکردن دوره کارشناسی ارشد، افراد به متخصصان رشته تبدیل میشوند؟” جوابم قطعاً یک مهندس صنایع است! در این مقاله با من همراه باشید تا به بررسی زیرو زبر مهندسی صنایع در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، و بازار کار این رشته بپردازیم.

فهرست مطالب
- 1 مهندسی صنایع و کار مهندس صنایع چیست؟
- 2 حوزه کاری مهندس صنایع چیست؟
- 3 حوزه کاری مدیریت تولید
- 4 حوزه کاری سیستمهای تولیدی
- 5 حوزه کاری مهندسی مالی
- 6 حوزه کاری مهندسی کیفیت
- 7 حوزه کاری مدیریت مهندسی
- 8 حوزه کاری مهندسی سیستمهای اطلاعاتی
- 9 حوزه کاری مدیریت پروژه
- 10 جمعبندی حوزه کاری
- 11 وظایف مهندسین صنایع
- 12 خلاصه مطالب
مهندسی صنایع و کار مهندس صنایع چیست؟
شاید شما فرد ریسکپذیری باشید و وقتی وارد یک فروشگاه یا رستوران میشوید، دست به انتخاب مواد غذایی که تابهحال مصرف نکردهاید هم بزند اما قطعاً برای انتخاب یک چیز آیندهساز، مثل رشته دانشگاهی، از این قوه ریسکپذیریتان استفاده نخواهید کرد! برای انتخاب مهندسی صنایع در مقطع کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد؛ افراد بدون دانستن چندوچون این رشته، دست به انتخاب آن نمیزنند.
حقیقتش من یکی، از یک مهندس صنایع، انتظار اینکه رشتهاش را بدون بالا و پایین کردن کافی، و سنجش اینکه بهترین و بهصرفهترین رشته است؛ ندارم! کار یک مهندس صنایع قرار است همین باشد” شناسایی موقعیت و انتخاب بهترین روش”. در موقعیت انتخاب رشته، بهترین انتخاب، کوتاهترین و پربازدهترین انتخاب است. احتمالاً مهندسین صنایع، با شم اقتصادی که دارند؛ با انجام همین فرایند بهینهساز بر روی انتخاب رشته دانشگاهیشان، دست به انتخاب این رشته زدهاند.
اگر بخواهیم روال کار یک مهندس صنایع را توضیح دهیم باید بگوییم که کار، با سنجیدن یک موقعیت تولیدی شروع میشود. مهندسان صنایع، ابتدا موقعیت تولید را از جمله تعداد کارکنان و نیروی انسانی و میزان نیروی طبیعی و میزان نیروی ثانویه و مبالغی که پرداخت میشود میسنجند. مهندسان صنایع، با نظارت بر فرایند تولید و وسایل تولید، هزینهها و زمانی که باید صرف تولید محصول موردنظر شود را محاسبه میکنند و در کار پیشبینی میزان سود حاصل از فروش، میزان بهینه بودن موقعیت را میسنجند. کار مهندسان صنایع به همینجا ختم نمیشود. کار اصلی مهندسان صنایع، دادن راهبرد به تولیدکننده برای هرچه بهینهتر کردن فرایند تولیدیاش است.
به طور مثال، اگر بحث تولید مربا باشد؛ برای تولید این مربا به میزان مناسب شکر، میوه، رنگ غذایی و اسانس طعم احتیاج است. فرض کنید شما یک مهندس صنایع هستید و با فضایی روبهرو میشوید که در آن 40 نفر کارگر، مشغول تولید مربا با توتفرنگیهایی هستند که به مبلغ، کیلویی 23 هزار تومان تهیه میشود و شکر بستهبندیشدهای که به مبلغ کیلویی 17 هزار تومان تهیه میشود. بخشی از این منابع تولید، در دستگاهها هدررفت میشود.
با این اطلاعاتی که از شرکت موردنظر و فرایند تولید مربا داد؛ پیشنهاد شما برای بهتر کردن فرایند تولید و بهینهسازی آن چیست؟ آفرین! اطلاعت محدود است. یک مهندس صنایع احتیاج به موشکافی خیلی بیشتری نسبت به این دارد تا بتواند نظری درست و راهگشا در جهت سود اقتصادی بدهد! مواردی مثل میزان درآمد کارکنان، متوسط مصرف هر یک از مواد در هر شیشه مربا، قیمت نهایی فروش مربا در بازار داخلی و خارجی، هزینههای رساندن مربا به هر یک از بازارهای فروش؛ تنها گوشهای از اطلاعاتی است که یک مهندس صنایع برای انجام کارش نیاز دارد.
به طور کل، هر پروژهای را به دست یک مهندس صنایع بسپرید؛ باید انتظار این را داشته باشید که ارزان شده آن را تحویلتان میدهند! ارزان شدن به این معنا که بیشترین کیفیت با کمترین خرج، در کنار بیشترین سود به دست بیاید. یکم سخت شد؛ نه؟ بهدستآوردن سود بیشتر با کاهش کیفیت، کار آسانی است. اگر میخواستیم این کار را بکنیم، بهسادگی میتوانستیم بگوییم، در مربا اطلاع پیداکردن افراد از کیفیت میوه کار دشواری است، میشود اسانس را که ارزانتر تمام میشود بالا برد و آب شهد را جایگزین بخشی از حجم میوهها کرد.
با این کار یقیناً هزینه کار تا حد خوبی پایین میآمد اما کیفیت مربا هم پایین میآمد. نکتهای که نباید درمورد کار مهندسان صنایع، از آن چشمپوشی شود؛ این است که کار آن ها، پیداکردن بهترین روش برای فرایند تولید است ولی این به آن معنا نیست که یک مهندس صنایع، تنها سود کار را بیشتر میکند. مهندسان صنایع، فرایند تولید را، در عین حفظ یا ارتقای کیفیت، بهبود میبخشند؛ لذا نیاز است که مهندسان صنایع موشکافی بالایی داشته باشند و با درنظرگرفتن تمام امکانات محیطی، فرایند تولید را در بهصرفهترین و باکیفیتترین حالت ممکن پیش ببرند.
در مجموع، مهندسان صنایع، با دردستداشتن مواردی مثل افزایش ایمنی، بهبود عملکرد دستگاههای تولید، تعداد و حقوق کارکنان و مواردی مثل کیفیت منابع تولید؛ دست به بهینهسازی فرایند تولید میزنند. مهندسی صنایع، و زیرمجموعهها آن، مثل مهندسی صنایع غذایی، در فرایند تولید نقش مهمی دارند و برای هر تولیدکنندهای، مشورت گرفتن از مهندسان صنایع، واجب است.

حوزه کاری مهندس صنایع چیست؟
احتمالاً از خطهای بالاتر، به این برداشت از شغل مهندسی صنایع رسیده باشید که در حوزه کاری این رشته، مدیریتکردن و سازمانبخشی، با صنعت تلفیق میشوند. ترجیح من این است که برای این ترکیب، از واژه “اقتصاد شدن” یا “اقتصادی کردن” استفاده کنم. کار مهندسان صنایع، در حقیقت اقتصادی کردن فرایند تولید است. ما در مهندسی صنایع، با کمیابی روبهرو هستیم. مهندسان صنایع، در حقیقت کمیابی (دردستداشتن منابع محدود و امکان انتخاب گزینههای محدود) را کنترل میکنند. کار این مهندسین عزیز، به طور کل رد حیطههای زیر انجام میشود:
حوزه کاری مدیریت تولید
این مهندسان، ترکیبیترین کار را دارند. حیطه کاری آن ها، به بازار جهانی مربوط میشود. مهندسان صنایعی که در حوزه مدیریت تولید فعالیت میکنند؛ با استفاده از علوم دیگر، مثل شیمی، مهندسی مکانیک و اقتصاد، دست به بهینهسازی فرایند تولید میزنند. بیشتر کار آنها مربوط به تغییر در دستگاههای تولید و یا فرمولهای تولید مادة صنعتی و محاسبه بین مخارج و مزایا است.
حوزه کاری سیستمهای تولیدی
مهندسین صنایعی که بازار کارشان در این حیطه است؛ شبیه به معمار تولید عمل میکنند. آن ها با دردستداشتن مواردی مثل طراحی شیوه و صورت حملونقلهای لازم برای تولید و فروش محصول و حتی طراحی کارخانه و وسایل مورداستفاده در تولید، دست به کنترل، سازمانبخشی و بهینهسازی فرایند تولید میزنند.
حوزه کاری مهندسی مالی
کار این دست مهندسان صنایع، بیشترین شباهت را به کار اقتصاددانان دارد. مهندسین صنایعی که در این حیطه فعالیت دارند؛ کارشان محاسبه سود زیان بازارهای جهانی است. افرادی که در این حیطه فعالیت دارند؛ کارشان بیشتر شبیه به بانکداری و مدیریت مالی است.
حوزه کاری مهندسی کیفیت
بازار امروز، به دلیل گسترش حملونقل و دسترسی به بازارهای جهانی، خیلی گسترده شده است. در بازاری به این گستردهای که هر چیزی بخواهی گیر میاوری؛ رقابت بر سر کیفیت است. تولیدکنندهها بهمنظور فروش و سود بیشتر، احتیاج شدیدی به کار مهندسین حوزه کیفیت دارند. این مهندسین با استفاده از شیمی، مکانیک و آمار، به افزایش کیفیت محصولات کمک میکنند. بازار کار این حوزه از مهندسی صنایع، این روزها بدجوری داغ است.
حوزه کاری مدیریت مهندسی
میتوان وجود این حوزه کاری را برای مهندسان صنایع، یک چشمه از به بار نشستن شایستهسالاری دانست. مهندسهای دیگر، غیر از مهندسین صنایع، اگرچه از حیث فنی قوی هستند ولی توانایی مدیریتکردن را ندارند. مدیریت بهعنوان رأس هرم در هرم توزیع قدرت یک سازمان، بالاترین رتبه سازمانی حساب میشود. مهندسین صنایع به دلیل توان مدیریتی بالایی که دارند؛ مناسبترین گزینهها برای یک چنین سمتهایی هستند. میشود رسیدن به رأس هرم قدرت سازمانی، برای مهندسین صنایع را، ناشی از بازارهای جهانی دانست. این روزها لازم است که مدیر یک سازمان، توانایی رویارویی قوی با بازار جهانی داشته باشد. یک همین منظور، لازم است که مدیر سازمان، راهبردهای تقویت توان ملی برای مقابله با کمیابی منابع را داشته باشد. برای انجام چنین کاری، هیچکس مناسبتر از یک مهندس صنایع نیست.
حوزه کاری مهندسی سیستمهای اطلاعاتی
مهندسینی که به کار در این حوزه مشغول هستند؛ باتکیهبر اطلاعات و ارقام، به بهینهسازی کمک میکنند. این مهندسین با تسلطی که بر روی کامپیوتر و برنامهنویسی دارند، سیستمهایی را طراحی میکنند که در آن فرایند تولید (عرضه و تقاضا) به بهترین شکل ممکن، کنترل و بهینهسازی میشود.
حوزه کاری مدیریت پروژه
کار این دست از مهندسین صنایع، این هست که تعادل فرایند تولید را تضمین کنند. همانطور که قبلتر در مثال مربا گفتم، بحث کیفیت در کنار زمان و هزینه از اهمیت برخوردار است. کار مهندسین کنترل پروژه، تضمین این است که این سه مورد، در طول پروژه بینه سازی، از مسیر تعادل خارج نشوند. مثلاً برای سود بیشتر (کاهش هزینه)، کیفیت محصول پایین نیاید.
جمعبندی حوزه کاری
همانطور که میبینید، مهندسی صنایع، این روزها رشته پرکاربردی است. علاوه بر حوزههای کاری متفاوتی که برای این رشته وجود دارد، کار زیادی هم برای آن هست. تقریباً هر تولیدکنندهای در این بازار جهانی شده؛ احتیاج به کمکگرفتن از یک مهندس صنایع دارد. علاوه بر وجود مشاغل زیاد و متنوع برای این رشته، شغلهای ردهبالای زیادی هم برای این رشته هست. بازار جهانی به این سمت پیش می رود که مشاغل مدیریتی کلان، مثل ریاست سازمانهای تولید، به مهندسین صنایع داده شود. این افراد با قابلیت مدیریتی بالایی که دریافت لیسانس صنایع و فوقلیسانس صنایع دریافت میکنند؛ میتوانند بهترین شغلها را نصیب خودشان کنند.

وظایف مهندسین صنایع
مهندسی صنایع شغل پرکابرد و مهمی است. این شغل بازار کاری خیلی خوبی دارد که بهای آن، مسئولیتت سنگین مهندسین صنایع است. در واقع در ازای مزایای زیادی که این شغل دارد؛ مسئولیتهای زیادی را هم برای شما به ارمغان خواهد آورد. خودتان یکلحظه تصور کنید که یک تولیدکننده به شما اطمینان کرده است که تولیدیاش را به بهترین شل و با بهترین روش پیش ببرید. یک خطای محاسباتی کوچ و یا درنظرنگرفتن یکی از عوامل مؤثر در فرایند تولید؛ میتواند فاجعهای به بزرگی ورشکستگی تولیدی که مسئولیت با شما بوده را به دنبال بیاورد. همانطور که ملاحظه کردید، این شغل مسئولیتهای سنگینی برای شما بهعنوان مهندس صنایع به دنبال خواهد داشت. به طور مختصر، مهمترین وظایف مهندسین صنایع به شرح زیر است:
- تحلیل کردن و بررسی سیستم تولیدی موجود، از حیث زمانبندی، هزینهها و کارکنان و ایمنی، خطایابی و ارائه راهحل بهمنظور بهبود سیستم تولیدی
- سنجیدن شرایط تولید و پیداکردن روشی که در آن، تولید به بهینهترین شکل ممکن اتفاق میفتد
- توسعه دادن سیستمهای مدیریتی برای کنترل امور مالی
- سنجش روشهای کنترلی برای کیفیت و اتخاذ بهترین روش برای افزایش کیفیت، در عین تعادل با سود
- افزایش دادن استانداردهای تولید بهمنظور ارتباط بهتر با مصرفکنندگان کالای تولید شده
- هماهنگ کردن سیستمها بهمنظور افزایش کیفیت محصول و بهینهسازی
- آموزشدادن به کارکنان تولیدی درصورتیکه احتیاج به این کار باشد
- سنجش رعایت کردن نکات ایمنی در طول کار تولید و اصلاح و گوشزد آن در صورت تخطی
خلاصه مطالب
مهندسی صنایع، یکی از پرطرفدارترین شاخههای مهندسی، برای انتخاب رشته دوستانی است که کنکور کارشناسی ریاضی دادهاند. این رشته بر خلاف رشتههای پزشکی و رشتههای علومانسانی، خیلی زود به بار مینشیند. شما با داشتن مدرک کارشناسی مهندسی صنایع، در صورت داشتن کارایی لازم، میتوانید بهراحتی کار کنید. بازار امروز جهان، احتیاج شدیدی به مهندس صنایع دارد. هر تولیدکنندهای برای اینکه سود خوبی به دست بیاورد و به بازارهای جهانی راه پیدا کند؛ احتیاج به مشورت کنترل یک مهندس صنایع بر فرایند تولیدش دارد. همچنین این رشته، امکان ورود شما به مشاغل ردهبالا، مثل مدیریت را هم فراهم میکند.
امروزه، در بازار جهانی، سازمانهای تولیدی، محتاج مدیری هستند که در فضای پیچیده بازار توانایی کنترل فرایند تولید را داشته باشد. مهندسین صنایع با دانشی که دارند میتوانند به بهترین شکل ممکن، تعادل را بین سه عنصر زمان و کیفیت و سود برقرار کنند و به بهینهترین شکل ممکن فرایند تولیدی را پیش ببرند. بااینحال، شغل مهندسی صنایع، با آنکه مزایای زیادی مثل دستیافتن به شغل ردهبالا را به همراه خود دارد؛ احتیاج به مسئولیتپذیری بالا نیز دارد. شما برای اینکه یک مهندس صنایع شوید، و در این راه موفق باشید؛ احتیاج دارید که فردی دقیق و مسئولیتپذیر باشید.
من فاطمه احسان هستم، دوستدار حل مسئلههای سخت و آسون و چالشی به همین دلیل حسابداری رو دوست دارم، کارشناسی حسابداری دارم. چندسالی در سازمان های خصوصی مختلف مشغول به حسابداری بودم. اینجام سایت شخصی منه، خوش اومدین.

